چه ضرورتی وجود دارد که قانون تماموقتی را اجرا کنیم؟
وقتیکه عضو هیئت علمی فقط در بخش دولتی باشد و فعالیتهای او متمرکز در این بخش قرار بگیرد، میتواند خدمات را کاملتر و باکیفیتتر ارائه کند، از طرف دیگر چونکه در بخش دولتی فعالیت میکند، افراد محروم جامعه به علت تعرفه پایینتر نسبت به بخش خصوصی، بیشتر از خدمات او بهره مند میشوند. در حوزه
آموزشی و پژوهشی هم چون عضو هیئتعلمی تماموقت در بخش دولتی هست، بهطور متمرکزتر و جامعتر میتواند به این حوزه بپردازد، درحالیکه اگر فرد تماموقت جغرافیایی نباشد و وارد بخش خصوصی شود، انگیزه فرد صرفاً در کاردرمانی و درآمدی خواهد بود و جایگاهی برای آموزش و پژوهش ندارد.
مشکل اصلی همینجاست. چونکه میگویند شرایط اجرایی برای این طرح وجود ندارد. نظر شما چیست؟
چگونه میشود که یک عضو هیئت علمی در وزارت علوم یا یک عضو هیئتعلمی در رشتههای علوم پایه تماموقت است؟ مشکل ما اجرای این قانون برای پزشکان متخصص و فوق تخصص و در مراحل بعد برای دندانپزشکان و داروسازان است. چونکه این افراد فرصت اشتغال در بخش خصوصی در بیرون
از دانشگاه را دارند که شکاف درآمدی زیادی هم با بخش دولتی دارد. اگر که باور، اراده و خواسته تمام مسئولان علوم پزشکی بر اجرای این قانون باشد، این قانون اجرا میشود. وقتیکه رئیس دانشکده و دانشگاه و مسئولان وزارت خانه، تماموقت نباشند، امکان اجرای این قانون برای سایر افراد وجود ندارد.
این قانون برای اعضای غیر هیئتعلمی چگونه است؟
در برنامه پنجم آمد که تمام کسانی )اعم از غیر هیئتعلمی( که میخواهند به استخدام وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشکی دربیایند باید تماموقت جغرافیایی باشند. البته کماکان، مشکل عدم اجرا برای پزشکان، دندانپزشکان و داروسازان است وگرنه پرستاران و بخش اداری و … که تماموقت هستند
چونکه فرصت فعالیت در بخش خصوصی را ندارند.
در بخشی از قانون به تماموقتی کارکنان ستادی وزارت بهداشت و رفاه اشارهشده است. لزوم اینکه این قانون شامل این افراد هم بشود چیست؟
وقتیکه خود مسئولین، این قانون را برای خودشان قبول نداشته باشند، نمیتوانند برای دیگران آن را به اجرا دربیاورند. چونکه اعضای هیئت علمی میگویند که اگر که این طرح مفید است پس چرا مسئولین آن را اجرا نمیکنند؟
به گفته مسئولین، این طرح بار مالی دارد. این هزینه چگونه تأمین میشود؟ آیا متناسب با این هزینه کرد، نتیجه میدهد؟
شاخص ما غلط است؛ یعنی هر وقت فاصله درآمدی بخش خصوصی و دولتی کم شود، این قانون اجرا میشود. چونکه به ازای افزایش تعرفه دولتی، تعرفه بخش خصوصی هم بالا میرود و شکاف این دو بخش بیشتر میشود پس این شاخص برای اجرای این قانون منطقی نیست و با این شاخص قطعاً بار مالی
زیادی برای این قانون تعریف میشود.
شما میگویید که شاخص مسئولین غلط است. به نظر شما چه شاخصی را قرار دهیم تا بتوانیم با توجه به آن، قانون تماموقتی را اجرا کنیم؟
در حال حاضر مصوباتی که درباره قانون تماموقتی وجود دارد بهطور کامل قابلیت اجرایی دارد چونکه ما در دانشگاه علوم پزشکی یزد با اعتبارات بسیار کمتر از اعتبارات فعلی توانستیم این قانون را اجرا کنیم. باید بتوانیم در حد متوسط رو به بالا، درآمد پزشکان هیئتعلمی بخش دولتی را تأمین کنیم و باور و اعتقاد خودمان را برای اجرای این قانون تقویت کنیم. الآن شرایط برای اجرای تماموقتی نسبت به زمانی که در دانشگاه علوم پزشکی یزد این قانون اجرا شد،
فراهمتر است چونکه تعداد پزشکان متخصص و فوق تخصص که تمایل دارند بهطور تماموقت وارد بخش دولتی شوند، بیشتر از زمان گذشته است اما تا وقتیکه سیاستگذاران این قانون را برای خود اجرا نکنند، برای اعضای هیئتعلمی نیز اجرایی نمیشود.از طرفی اگر شاخص ما بخش خصوصی باشد، هیچگاه با این وضعیت، بخش دولتی به بخش خصوصی نزدیک نمیشود چونکه تصمیمات بخش خصوصی و دولتی در جاهای متفاوتی اتخاذ میشود و بخش خصوصی مکمل بخش دولتی است نه جای بخش دولتی. بیش از 80
درصد خدمات بستری و تقریباً 100 درصد خدمات پژوهشی و آموزشی، در بخش دولتی است که برای داشتن خدمات باکیفیت در این بخش، باید قانون تماموقتی اجرا بشود. معضلی که در زمان ما وجود داشت این بود که اعضای هیئتعلمی که قب اً تماموقت نبودهاند، همچنان غیر تماموقت ماندند چونکه ل
طبق قانون نمیشود این افراد را الزام به تماموقتی کرد ولی اعضای جدید هیئتعلمی تماموقت بودند.
عدهای میگویند که ا گر اعضای هیئتعلمی که تماموقت نبودهاند را ملزم به پذیرش قانون تماموقتی بکنیم، باعث شده که این افراد دانشگاه را ترک کنند و دانشگاهها با افت علمی مواجه میشوند. نظر
شما چیست؟
با توجه به تجربه خودم در اجرای 7 سال قانون تماموقتی، با اجرای این قانون هیچکس از دانشگاه نمیرود. چون بخش دولتی جاذبههای زیادی دارد. پزشک از ارائه خدمت به قشر محروم لذت میبرد که باید این موضوع را پررنگ کرد. ما یک مورد نداشتیم که به خاطر اجرای قانون تماموقتی از دانشگاه علوم پزشکی
یزد بروند. از طرفی ارائه خدمت در بخش دولتی پایدار است درحالیکه در بخش خصوصی اینطور نیست چونکه بخش خصوصی تا زمانی که نیاز باشد از پزشک استفاده میکند ولی بخش دولتی هم در طی زمان ارائه خدمت و هم پس از بازنشستگی از پزشک حمایت میکند.
همچنین در بخش دولتی بحث آموزش و پژوهش وجود دارد درحالیکه بخش خصوصی فاقد این زمینه هاست

 

فعالیت همزمان پزشکان در بخش خصوصی و دولتی درگفتوگو با رئیس سابق دانشگاه علوم پزشکی یزد؛
تمام وقتی؛ قانونی که مدیران ستادی هم اجرا نمیکنند
فعالیت همزمان و بدون برنامه پزشکان در بخش خصوصی و دولتی باعث مشکلات عدیدهای ل
در نظام سامت شده است که شاید به وجود آمدن فضای رقابتی برای کسب درآمد هرچه
بیشتر از بیماران یکی از مهمترین اثرات این مسئله است. دراین بین سوءاستفاده افراد معدودی از فرصت فعالیت همزمان در بخش خصوصی و دولتی باعث شده است که قانونگذار به دنبال تدوین قانونی در این زمینه باشد، در برنامه چهارم و پنجم توسعه تصریح شده
که اعضای هیئت علمی دانشگاههای علوم پزشکی کشور باید تماموقت جغرافیایی باشند و حق فعالیت در بخش خصوصی را به هیچ عنوان ندارند اما این قانون اجرا نمیشود، برای بررسی این موضوع سراغ دکتر سید جلیل میرمحمدی میبدی رییس سابق دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد رفتیم که در دوره مسئولیت خود به صورت داوطلبانه این قانون را اجرا کرد، وی معتقد است تا زمانی که خود نیروهای ستادی وزارت بهداشت همزمان در بخش خصوصی و
دولتی فعالیت میکنند، این قانون اجراشدنی نیست.